بررسی فیلم خالتور

نویسنده : سجاد باقری

 

 فیلمی به کارگردانی و نویسندگی آرش معیریان است. معیریان همیشه نشان داده در ساخت فیلم های کمدی این چنینی مهارت خاصی دارد. وی ليسانس كارگرداني سينما دانشگاه هنر و فوق ليسانس ادبيات نمايشي از دانشگاه تهران دارد. عضو كانون تدوينگران و كارگردانان خانه ي سينما، مدرس كارگرداني فيلم و تدوين در دانشگاه هاي هنر که فعاليت حرفه اي خود در سينما را از سال 1370 با دستيار كارگردانی شروع کرده است. هدف از این معرفی این بود که با کارگردان اثر آشنا شویم و با تعجب از خود بپرسیم مگر می شود تا این حد به فضای سینما آشنا بود و خالتور را بر روی پرده سینما برد؟ متاسفانه باید پاسخ داد : هیچ

 

خالتور همان مسیر همیشگی فیلم های معیریان را می پیماید مرزهایی از بلاهت، مسخرگی ، لودگی. در سینمای کشورمان کمدی بد کم ساخته نشده است به کارنامه گذشته کارگردان نگاهی بیندازیم فیلم هایی مانند شارلاتان ، شیر و عسل، آس و پاس مگر شاهکار بودند یا حتی کمدی نسبتا خوب بودند؟!!! پاسخ قطعا منفی است. این فیلم ها همیشه تقلیدی سطحی از فیلمفارسی های سطحی تر از خودشان بودند. اما مشکل خالتور چیزی دیگریست در اینجاست که در برابر همان آثار سطحی خود معیریان هم با فاصله نجومی کم می آورد. بی دقتی در فیلمنامه تا جایی که یک شخصیت در فیلم گم می شود و تا پایان دیگر اثری از او را نمی بینیم!!! (خانمی که نقش همسر آقای شریفی نیا را بازی می کند بعد از مجروح شدن محو می شود!!! و تا پایان بیینده منتظر می ماند که او را چه شد !) کیفیت بد صدا برداری در بعضی سکانس ها عذاب آور است. تدوین آنقدر با عجله سرهم شده است که شاید دوستان آتلیه دارمان برای تهیه یک کلیپ عروسی وقت بیشتری صرف کنند چون احتمالا برای کارشان ارزش بیشتری قائلند !!! اشتباهات حیرت آورند از کسی که تحصیلاتش در این زمینه است و سابقه تالیف هم دارد باید به حیرت افتاد و از خود پرسید آیا می شود صرفا برای بدست آوردن گیشه در زمانی خاص هر کاری کرد و اسمش را فیلم گذاشت؟

اگر دوس دارید وقتی فیلم می بینید بیاندیشید و بعد از دیدن فیلم پیام خاصی دریافت کرده باشید یا نگاه جدیدی از یک دریچه خاص به زندگی پیدا کنید مطمئن باشید خالتور نمی تواند فیلم مورد نظر شما باشد. این کمدی-موزیکال روایتی ارائه می‌دهد از زندگی سه جوان موزیسین که تلاش می کنند از دید خودشان اسیر موسیقی بازاری نشوند و به اجرای قطعات با کیفیت بپردازند اما عدم استقبال مخاطبان موجب می‌شود بیکار شوند و در ادامه به صورت اتفاقی با یک فرد میلیادر آشنا می شوند

 

 

بحث درباره فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری، فیلم برداری، گریم، تدوین خالتور، کاری عبث است. مشخص است که این مسائل برای سازندگان این فیلم اهمیتی نداشته‌ اند. در فرهنگ عامه به موزیسین هایی که در مجالس عروسی و طرب با آهنگ های خود به اصطلاح مجلس را گرم می کنند، خالتور گفته می شود. در اصطلاح به جنس بنجل هم خالتور گفته می شود اینجا اتفاقا کاربرد دارد. خالتور معیریان، خالتورترین فیلم کمدی زرد سینمای ایران است. فیلمی به لحاظ هنری بی ارزش و سرهم بندی شده که شخصیت  ها و موقعیت های بی ربط را به زور موسیقی خالتوری به هم وصل کرده است.

موقعیت های احمقانه با آدم های نامعقول که فعالیتی جز لودگی از خود بروز نمی دهند. ساختار اپیزودیک سکانس ها ، بازی های زبانی با خط قرمز های کلامی استفاده از بازیگران تلویزیونی در نقش هایی کلیشه ای که سال ها در تلویزیون از آنها دیده ایم را مگر می توان فیلم سینمایی در نظر گرفت. مدت ها بود فیلمی ندیده بودیم که چنین بی رحمانه همه چیز و بیشتر از همه خودش را به سخره بگیرد. بازی های بد بازیگران ما را به فکر فرو می برد شاید همان برداشت اول برای همه سکانس ها تدوین شده است پوریا پورسرخ بازیگر خیلی خوبی نیست ولی در خالتور به‌عنوان تک خوان عاجز از نقش‌آفرینی، بیشتر می خندد تا بخواند و انگار کارگردان برایش اهمیتی ندارد که ابتدایی ترین درخواست را از بازیگرش داشته باشد و از او بخواهد لطفا لب بزن و وانمود کن در حال آواز خواندن هستی نه خندیدن! جای تأسف دارد که بازیگرانی چون محمدرضا هدایتی و امیرحسین صدیق چرا باید قبول کنند در چنین چیزی که نام فیلم سینمایی رویش می‌گذارند بازی کنند و از اعتبار خود برای این اثر سخیف خرج کنند.

     

 

خالتور یک فیلم بسیار خنثی است نه‌حرفی برای گفتن دارد و نه سرگرم‌کننده است. فیلم توهین آشکار به مخاطب سینما است. از نظر فنی، هجوم به اعصاب و روان مخاطب خود است . خالتور را نباید یک فیلم نامید چون با چنان سرعت و بی‌دقتی‌ ساخته شده که کف استانداردها هم در آن رعایت نشده است. 

 

  • اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

برچسب ها

نظرات

فاطمه نوری

این فیلم مزخرف ترین فیلم موجود تو بازاره

shadi jiin

ارش معیریان فیلماش مسخره اس اس وپاسش که واقعا مزخرف بود