نقد و بررسی ویدئویی Super Mario Odyssey

از گذشته تا به حال و در طول نسل‌های مختلف کنسول‌های خانگی، عناوین «ماریو» همواره جز پرفروش‌ترین و البته محبوب‌ترین بازی‌ها سالیان مختلف محسوب می‌شدند. در واقع می‌توان گفت «ماریو» جز محدود بازی‌هایی بود که پروسه سه‌بعدی شدن را بر خلاف بسیاری از عناوین قدیمی دیگر، با موفقیت کامل پشت سر گذاشت و محبوبیت فراوان خود را همچنان در میان مردم حفظ کرد. حالا بعد از گذشت تقریبا 32 سال از عرضه نخستین عنوان ماریو، کمپانی نینتندو بازهم قصد دارد برای کنسول نوپای خود، نسخه‌ی جدیدی از این مجموعه را به بازیکنان تقدیم کند. عنوان جدید «ماریو» با نام Super Mario Odyssey یکی مهم‌ترین و مشهورترین بازی‌های این سری به حساب می‌رود که اهمیت بسیار زیادی، هم برای کمپانی «نینتندو» و هم برای تمامی صنعت بازی دارد.

قبل از اینکه بخواهیم در مورد مکانیک‌های مختلف این بازی صحبت کنیم، ابتدا باید احساس سرگرم کننده بودن فوق‌العاده‌ی آن را تشریح کنیم. Super Mario Odyssey عنوان مفرحی است که به طرز عجیبی تجربه‌ای آشنا را با احساسی کاملا تازه ترکیب کرده و می‌تواند از ابتدا تا انتها، بی‌نهایت شما را سرگرم خود کند. بر خلاف نسخه‌های چند سال اخیر ماریو که با گیم‌پلی کاملا خطی دنبال می‌شدند، سازندگان بازی، این‌بار به ساختار «Open-World» مبتنی بر اکتشاف عنوان «Super Mario 64» بازگشته‌اند. همراه جدید ماریو که بزرگترین تغییر در گیم‌پلی بازی محسوب می‌شود، «Cappy» یا همان کلاه ماریو نام دارد. به وسیله Cappy و پرتاب کردن او در جهت‌های مختلف، شما می‌توانید کنترل موجودات دیگر را برعهده بگیرد؛ موجوداتی که هر یک، قابلیت‌های جدیدی به گیم‌پلی بازی اضافه می‌کنند. به عنوان مثال شما می‌توانید به یک دایناسور تبدیل شده و موانع مختلف را از بین ببرید، یا کنترل یک ماهی پرنده را به منظور نفس کشیدن در زیر آب به دست بگیرید، یا برای انجام پرش‌های بلند به یک غورباقه تبدیل شوید ... (!)استفاده از این قابلیت‌های هر یک از موجودات و نحوه‌ی تعامل آنها با مراحل یا «Kingdom» های مختلف بازی، یکی از بهترین عناصر گیم‌پلی بازی به حساب می‌رود که بدون شک با ظرافت خاصی انجام شده است.
 
همان‌طور که اشاره شد «Kingdom» یا به عبارتی مراحل «Open-World» بازی، یکی دیگر از تغییرات عمده در گیم‌پلی بازی به شمار می‌روند. هر یک از این قلمروها دارای اتمسفری خاص، دشمنانی تازه، موزیک‌های جدید و حتی لباس‌هایی منحصر بفرد برای ماریو می‌باشد. مطمئنا با هر بار رفت‌وآمد کردن مابین این قلمروها، احساس کاملا جدیدی برای شما به وجود می‌آید که بدون تعارف و در یک کلام جادویی است. در حالی که تمامی مراحل بازی اعم از جنگل و کویرهای مختلف، لذت زیادی برای شما به ارمغان می‌آورند اما این مرحله‌‌ی «Metro Kingdom» است که در میان همه‌ی آنها جذابیت خاص خودش را دارد. شاید بخش زیادی از این جذابیت، به نحوه‌ی برخورد ماریو با آدم‌های معمولی در شهر نیویورک و این ایده بسیار بامزه آن باشد و شاید هم از نحوه‌ی طراحی خاص آنها اما به طور حتم، چیزی که تجربه‌ی همه‌ی قلمروهای بازی را با لذت فراوان همراه کرده است، گرافیک رنگارنگ، دلنشین و دوست‌داشتنی همه‌ی این مراحل بوده و البته نباید نحوه‌ی اجرای روان بازی با نرخ روان 60 فریم بر ثانیه فراموش کرد.

 

وقتی صحبت از جلوه‌های گرافیکی بازی می‌شود، باید گفت باتوجه به جزئیات فراوان در محیط بازی و وجود نکات بسیار ریز در آن، تجربه‌ی Super Mario Odyssey روی صفحه‌ی بزرگ تلویزیون، انتخاب برتر شما خواهد بود. یکی دیگر از ایده‌های جالب و دوست‌داشتنی در این بخش، استفاده‌ی کوتاه از گرافیک «8بیتی» بازی‌های قدیمی ماریو، در هر یک از قلمروها می‌باشد. باید گفت، به کار گرفتن این ایده در بازی نه‌تنها احساس منسوخ شده‌ای ایجاد نمی‌کند، بلکه با تیکه کردن به فرمول اصلی بازی یعنی ترکیب عناصر خاطره‌انگیز و وِیژگی‌های جدید، خودنمایی خاص خود را دارد.

 

بار دیگر به گیم‌پلی بازی برگردیم، بخشی که شاید تا مدت‌های زیادی برای شما خسته کننده نخواهد شد. اگرچه تمام کردن مراحل داستانی بازی یکی از ویژگی‌های اصلی و لذت بخش آن می‌باشد اما مطمئنا بعد از پشت سر گذاشتن چنین مراحلی، تازه با وجه جدیدی از گشت‌وگذار در Super Mario Odyssey روبه‌رو خواهید شد. هر یک از قلمروهای بازی شامل ماه‌ یا «Power Moon» های مختلفی است که در جای جای مناطق بازی مخفی شده‌اند و برای روشن کردن سفینه‌ی شما استفاده می‌شوند. می‌توان گفت POWER MOON چیزی شبیه ستاره‌ها در بازی SUPER MARIO 64 می باشند و در حالی که بعضی از آنها درست در جلوی چشم شما مخفی شده‌اند، بخش دیگر از آنها نیز به شکل‌های کاملا هوشمندانه‌ای در نقاط مختلف بازی پیدا می‌شوند. نکته بسیار جالب در مورد پیدا کردن چنین ماه‌هایی، خسته‌کننده نشدن این کار حتی بعد از انجام چندین باره‌ی آن می‌باشد، بطوری که مطمئنا هرباره لبخند رضایت را بر روی لب‌های شما خواهند آورد.

نحوه‌ی کنترل شخصیت اصلی یعنی ماریو  نیز با تفاوت‌های قابل توجه‌ای نسبت به نسخه‌های قبلی روبه‌رو شده و این‌بار شامل حرکات بسیار مختلفی می‌شود. گفتنی است که تعدادی از این حرکات کمی پیچیده بوده و در بعضی از اوقات نیازمند فشردن حتی سه دکمه بصورت همزمان می‌باشند. وجود چنین حرکاتی در بازی، ممکن است در ابتدا کمی گیج‌کننده به نظر برسد اما مجموعا باعث به وجود آمدن روش‌های بسیار مختلفی برای پشت سر گذاشتن مراحل می‌شود.

شاید تنها نکته ناامیدکننده در مورد گیم‌پلی بازی که آسیب چندانی هم به تجربه‌ی آن وارد نکرده است، مربوط به کنترل حرکتی بازی باشد. علیرغم اینکه استفاده از این کنترل‌ها، در بازی کاملا انتخابی است، اما همچنان حداقل چهارحرکت خاص برای ماریو وجود دارد که فقط با کنترل‌های حرکتی قابل اجرا هستند. اگرچه که چنین کنترل‌های در اکثر مواقع به خوبی قابل استفاده‌ اند اما نبود امکان خاموش کردن آنها می‌تواند برای عده‌ی زیادی آزاردهنده باشد.

در مجموع می‌توان گفت ماریو بازهم با همان داستان همیشگی دزدیده شدن پرنسس، از حرفه‌ای ترین گیمرها، تا مبتدترین آنها را مات‌ومبهوت خود خواهد کرد. کمپانی نینتندو، با داشتن بیش از 30 سال تجربه در ساخت این بازی، یکی از متنوع‌ترین و قوی‌ترین ماریو‌های تاریخ را برای کنسول دو حالته‌ی آماده کرده است. این بازی بدون شک عنوانی است که با نگه داشتن اکثر سنت‌های قدیمی این سری، در سراسر بازی شما را مرتبا سوپرایز می‌کند. SUPER MARIO ODYSSEY در یک جمله، جشنی بزرگ برای صنعت بازی محسوب می‌شود و بدون شک ارزش خرید کنسول سویچ را بالاتر از همیشه خواهد برد.

 

  • اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

نظرات

امیر دیناروند

نقد خیلی خوبی بود

سید علی موسوی

این بازی کلکسیونی از ایده و خلاقیته